تبليغاتX
غبارستان

روح دریانشین

به سيد ابوالفضل صمدی

 من ...

 رازدارتمام ناگفته هايت مي مانم

اما مانع تحريف شدن تاريخ

                      نمي توانم باشم !

اما تولبخندبزن !

نقش بازي كن !

مهم نيست شادمان نباشي

مهم آن است كه باوركنند

تو مي خندي

شادماني !!

آوخ ! آوخ !

 اقبال

چگونه تورا كوچ ميدهد ؟

از زخمهاي سرپوشيده ،

كابوس هاي ديرسال تنهايي ؛ 

رخ به رخ نشسته باشي

(تاج خاربرسر ،

غزلهاي مصلوب دركنار )

يا پشت به پشت

كوهها ...

درامتدادتوايستاده اند ، همشانه ي تو  

ولوانزلنا ... علي جبلن لرايتهو ...

اما نه ! نه !

بگذارتماشاكنند...

پريشاني بادها را در موهاي تو

طغيان زخمه ها را بازخم هاي تو

 هراس دريا را بر شانه هاي تو

                                      ...

" سرت گيج آهنگ يكدست درياست ، دريا !

چراغصه هاي دلت رابه دريا نگويي "

برايم " غزلهاي نيلوفري " بخوان !

دوباره بخوان !

دستهاي مرداب به شانه هايم رسيده است  !!

عباسيان | بیست و پنجم دی 1390 •

کبـــــــوتر

... ممنوع كه شد !؟  

به انزوارفتم

به سكوت

به خاموشي

چه فرقي ميكند ؟!

ازهرطرف نگاهم كني

دارم درد می کشم .

 ......................

خرابكاري بعدي من

كلاغي است

كه راز امپراتور رافاش میکند !

عباسيان | چهارم دی 1390 •

یادش بخیرحسین پناهی

اگرچه حوصله اي براي ادامه نمانده است اماگاهي يادبعضي نفرات سبب بيداري است

گاهي نيازمي شود به حياط خلوت بروي به درپشتي ... و يقين كني كه اين در نه تنهابه

گذشته بازنمي شود كه دقيقاً دري است كه رو به آينده گشوده اند !!!

عباسيان | بیست و نهم آبان 1390 •

نکند... ! ! !

نکند بیخردان طعنه بجامت بزنند

که خردمندترین عاشق این شهرتویی

ننگ این دوره مباداکه بنامت بزنند !

 

نه زخمهای جامانده ازجنگ

نه طعن های تلخ همسایه

مرازخم بسترازپادرآورده است !

عباسيان | چهارم آبان 1390 •

فقط یک یادداشت کوتاه ازاو بجاماند

به یادشهیدسعیدمحمدی که ازچیزی خبرنمی دهد !

۱) ... وبعدازجنگ

همسایه ها

سیاه وسفید

سرافکنده وپشیمان

گل سرخ به هم هدیه می دهند

افسوس !

جاهای خالی هیچوقت پرنمی شوند

 

 در پاره ای ازموسیقی هایی که این روزها می شنویم

۲) همیشه آب سربالانمی رود

مگرآنکه قورباغه ها

ابوعطابخوانند !

عباسيان | سیزدهم مهر 1390 •

صدای گل

درمقام استاد سیاووش شجریان

هرقدرکه بوی گل دل انگيزتراست

غارتگرروزگار، چنگيزتراست

امسال بدون تو، هواي پاييز

ازهرچه خزانِ رفته پاييزتراست !

******

كلمات

كولاكهاي فروخفته درخويش اند

بيگاه ميرسندو

به رقص مي برندم به مسلخ

من نه ادامه دستهاي راستين

كه تعليق روايتي جعلي هستم ،

ازمیانه راه ...

اماتوصبورباش !

شاهنامه يارستم

يكي بايدازميان بروند

تاشاعرانگي فردوسي هميشه رازبماند  

 

موجهاراه گرفته اند ...

درحوالي گونه هاش

توفان هم كه بيايد

چپق اش راروشن مي كند

پدربزرگ رامي گويم

قراراست برايمان شاهنامه بخواند !

عباسيان | یکم مهر 1390 •

شهریوری های عاشق

شهريوري هاي عاشق

بعدازشماشهرلاله

شهری پرازماجراشد

عباسيان | هفدهم شهریور 1390 •

تمرین سه گانی :

۱) راه بگيرسيلاب وار

آب كه ازسرگذشت

 کشتی ها براه مي افتند

 

۲) ماهي ها با شكوه مي میرند

خواه دردهانه ی دريا

خواه درتنگ هاي دلتنگي  

 

۳) هواداران توكم نيست

بادبادك خيالي من !

بادهامنظم نيست

 

۴) مثل چكهاي برگشتي است

پيش خورده ام خودم را بيش

ناله ميزني كه چه درويش !

 

۵) دردهاي مشترك داريم

مثل بي تفاوتي هامان

فصل مشترك هرگز !

عباسيان | هشتم شهریور 1390 •

همراه با ه . ا . سايه شاعرغزلهای ناب

عباسيان | ششم شهریور 1390 •

دلهره های مبهم

من آينه دربرابرتو

توآينه درمقابل من

بيزارزنقش هم ولي آه !

 

من باتوچه گويم وغم خاموشت

بادلهره هاي مبهم خاموشت

آزادي ! آزادي !  اي آزادي !

آتش به دلم ريخت دم خاموشت

عباسيان | بیست و هفتم مرداد 1390 •

RSS